فراراز شاعری و پناه بردن به شعری
.......
فرار از شاعری و پناه بردن به شعری
..........................یک
/خیلی از شعرهای خانم همای کاشانی ، هم به ما نزدیک نزدیک است و هم از ما دور ِ دور.
سرکار خانم همای کاشانی هیچ تعلِق خاطری به آنچه که در روی زمین می گذرد ، ندارد و شاید مبتذل ترین مفاهیم دنیای امروز برای او مفهوم سیاست و حوزه های وابسته به سیاست باشد .
وهمین ویژگی نگاه او سبب می شود مخاطبی مثل من گاهی شیفته شعرهایش باشم و گاهی غیرِهمراه با او .
من خیلی وقت ها از خواندن شعرش رنج می برم و یا به طور کلی نادیده می گیرم، آنچه را که می بینم.
واگر ضرورت " داشتن دانش بیشتر در حوزه شعر امروز " در کار نباشد ، اصلا نمی خوانم شعرهای تازه او را .دو
/خبر پیشنهاد علیرضا قزوه به خامنه ای مبنی بر چاپ اسکناس منقّش به عکس مصطفی چمران و قاسم سلیمانی برای تقویت پول ملی کشور پتکی بود روی سرم ، سرسام آور ...
از همین رو به شعر همای پناه بردم از هول دنیای جذام گرفته ای که برای ایران ترسیم می شود.👇به سیاه می رسند
شاخه های آبی خیال
در آشفتگیِ اتاق خاکستری ...بن بست ،
سهم تمامِ سایه هاست ...گاه که
از بی تقدیری می گویند
ارغوان های ناکامِ باغ ...عریانند
دیوارهای خواب
در لحظه های مرگِ بیداری
و در آستانه عروجی نافرجام
راسِ کابوسِ یاس ...🍂🍂🍂🍂🍂🍂🍂