.....

کاشان و تپش های عاشقانه اش

✍️

من از این جمله مهندس امینیان بعد از بیست و چند سال  ، همواره لذت می برم که در نشستی با  کانون اندیشه جوان/ سهراب سپهری فرمود : 

کاشان همواره هنر مدرن و مدرنیسم را با سهله و مدارایی نجیب در متن  سنت های خود پرورش داده است. 

واما بعد..


اصغر شربتی از جمله کسانی است که باید خاطره اش محترم یاد شود.


🌱

برای زنده یاد محمد علی فردین

✍️

" سلطان قلب ها " که دل بی قرار داشت
از دست روزگار غم بی شمار داشت

تنها نه این که فکر " قرار بزرگ " بود 
با کوچک و بزرگ همیشه قرار داشت

" جبار " اسیر رسته ی قزاق ها نشد
سرجوخه ای که قصد ستیز و فرار داشت

" ایوب " از  " شکوه جوانمردی " و شرف
پیمان شکن نبود و همیشه وقار داشت

" بابا شمل " شنید که " زن ها فرشته اند "
" آقای قرن بیستم " آهنگ یار داشت

در سایه ی " همای سعادت " نشسته بود
" دنیای پر امید " از او " انتظار" داشت

برخاست با " تعصب " میعادگاه خشم "
از " کوچه مردها " به گمان انزجار داشت

یار دورو  غرور " جوانمرد " راشکست
آن نارفیق پست ، به خود افتخار داشت

" ناجورها " زدند شبیخون به حرمتش
در " عشق و انتقام " تب انفجار داشت

از حرص " گرگ های گرسنه " به کوه زد
برنو بدست آمد و عزم شکار داشت

قتل " غزل " به جنگل صد زخم ، ریشه داد
می رفت اسب خسته و بیم سوار داشت

خورشید " بعد " نعره ی توفان " غروب کرد
" فریاد نیمه شب " تب صبح شرار داشت

تنها نشست و " قصه ی شب " را مرور کرد
با داستان " حاتم طایی " چه کار داشت

" چرخ فلک " به قلب " جهان پهلوان " چه کرد
آن " قهرمان " که پیش حریف اقتدار داشت

" سلطان قلب ها " که دلش بود غرق خون
بسیار شکوه از ستم روزگار داشت

# رحمت _ کاشانی 
      فروردین ۱۴۰۰
.....

🌹