....
عباس حمومی چیزی به عنوان میراث معنوی نداشت که بدهد به بچه هایش . نه فرهنگ داشت . نه ادب . نه اخلاق .
مقداری زمین و فرش و طلا و اسباب و اثاثیه داشت که همه را تو و زنت بالا کشیدید، پیتزا خریدید و موقع خوردن ، هی چُسیدید و هی با دوتا انگشت زورش کردید که بره پایین .
اقلا نکردید با این سرمایه بروید یه شغل پبدا کتید که تو این شهر به جاکشی و جندگی نیفتید .
سی سال دروغ و خدعه و مال مردم خوری و کلاه بازی بیست و چهار ساعته ، واقعا چهره سگ پیر و لک و پیس شده ای به شما داد که جرات ندارید تو صورت هم نگاه کنید.
....
+ نوشته شده در پنجشنبه بیست و یکم مرداد ۱۴۰۰ ساعت 2:10 توسط حیدر علی عنایتی
|