شهری که باران گریست
.....
شهری که باران گریست
......
در غروبگاهِ غم گرفته آران وبیدگل ، در دوم شهریور خشک و پُرعبار این شهر،چشم های مردم سوگواربه رنگ آسمان شد و از این آسمان باران بارید .
وچه زلال بارید.
و بی منّت .درک بشری عاجز است از دنیای بعداز مرگ .
مسلم مکارم نژاد نیز در تابوت مرگ به چه می اندیشید خدا می داند.
ولی مردمی که به جنازه او نماز خواندند و در زیارت عاشورایش گریه کردند ، یقین دانستند که اشک هایشان می تواند شست و شو دهنده گناهان صغیره و کبیره آنها باشد برای صبح قیامتی که نزدیک است و ملاقات با این پیامبر صلح و آزادی در دنیای وحشت و ظلمت و سفیر رافت و الفت در روی زمین، قریب.🍂🍂🍂🍂🍂🍂🍂🍂🍂
+ نوشته شده در چهارشنبه سوم شهریور ۱۴۰۰ ساعت 0:17 توسط حیدر علی عنایتی
|