لحظه های اینستایی در شب های شهریور
...
لحظه های اینستایی در شب های شهریور ...
✍️
اینستا نمی تونه چیز خوبی به حساب بیاید...
بیچاره کننده است .
ما به جدّه سادات قسم !هرچه را که تو محله فخارخونه و سَله کاظمه در بچگی مون یاد نگرفتیم ، سرِ پیری داریم از اینستا یاد می گیریم .
چقدر وحشتناک است کار بشر..
وهمه آموخته هامون بلافاصله به کابوس تبدیل می شود.از همه بدتر، این همه صحبتی که در اطراف پایین تنه آدمیزاد توی اینستا مطرح می شود، فکر نمی کنم خود پایین تنه قابلیّت مطرح کردنش را داشته باشه .
جایی خبری نیست .
سنگ توالت خیلی با کلاس تر از پایین تنه آدمیزاد است .
عجیب است بشر دنبال چه معجزه ای از این قسمت بد بوی بدن خودش می گردد که هی برای وصالش از درد بر خودش می پیچد .شعر و داستان و فیلم و پروفایل و پی وی و کوچه رادارهای بیدگل و بغل زیارت شایلمون و ...
آدمیزاد در دنیای وَهم و خیال خُب البته با حسرت و هوس و هال و هول و این حال و هواهای حیوانی مشغول است و نقشه می کشد که با قضیه چه جوری کنار بیاید که هم به کام برسد ، هم گند کار بالا نیاد و هم آرامش درونی و شخصیّت انسانی اش مخدوش نشود . هم بسیج و اطلاعات برایش پرونده سازی نکنند .هرپیج اینستا را که باز می کنی هزاران هزار آن و ناله و راهکار و دلخوش کنک های تجاری و ...
برای یک عده ای البته شاید ملزوماتش فراهم باشد .
ما پول های باد آورده هنگفتی تو کشور داریم که همین طور دست به دست می گردد.
از آرون و بیدگل می رود قمصر ، از قمصر به سمت برزک روانه می شود ، دوباره دور می زند در اطراف کله ارمک و مشهد اردهال و ازناوه و اونجاها سر در می آورد ...
این همه ویلا و خونه باغ و ماشین و....لواسان و کارهایی که خانم ها یاد گرفته اند روی گونه و سینه و باسن خود انجام می دهند...بالاخره سروکار نهایی همه این کارها به سکس ختم می شود ولی دو سه دقیقه همآغوشی حرام و نیمه حرام و شبه حلال و ...
در اصل زندگی را به آتش می کشد.
افسردگی و دروغ و نهایتا خودکشی رهاورد آخر کار اینستاست .شب های شهریور را زیر ستاره ها بگذرانید .
☘️☘️☘️☘️☘️☘️☘️☘️