به انتخاب محمد صمیم
......
به انتخاب محمد صمیم
✍️
ازحسین منزوی/ سلطان غزل
.....................
حتا شکوفه ای را ...
رنگ غریب گیسویت را
بگذار آفتاب شرابی کند
آن گاه اگر کسی
در سکر گیسوان تو
تردید کرد،
چشمانت
خورشید را که مست است
با غمزهای فصیح
نشان
خواهد داد
خم شو به سوی من
گیسوی خود را بباران
زیباست گیسوانت
مانند بی نیازی آهو
در چارسوق عطاران
£
خم شو به سوی من
این باد خشمگین
از غارت بهار تو من
برمیگردد
حتا شکوفه ای را
زین باد پس گرفتن
غنیمتی است
بگذار رنگها را
از باد پس بگیریم
آنگاه
پیراهنی بپوش که دنیا را
در چشم های عاشق من
آبی کند
و شک مکن که عشق کجایی است
این سیب سرخ شاید
در چشم مه گرفته ی تو
خاکستری است
اما
زن بعید !
چه خواهی کرد
با مرد عاشقی که دلش را
این گونه در خلوص
به چشم های شکاکت
می بخشد؟