....

به یاد استاد بهنیا

✍️

استاد بهنیا دانشجو شناس بود.اگرمختصراستعدادی در دانشجوی خود می دید، با شیوه های مختلفی به میدانش می کشید .

از آنجا که بر دستور زبان فارسی تسلّط داشت و متون نظم و نثر را با صدای گرم و لحن مهربانانه اش می خواند، کمتر دانشجویی از کلاس او خسته می شد .

همین شوق گوش دادن دانشجو به صحبت هایش باعث درگیری و کنکاش ذهنی میان او و دانشجویانش می شد و ثمره می داد.


استاد حوصله داری بود و در برابر هر نوع سواد و سلیقه ای با مهارت و زیرکی اهل تعامل بود.


به شان و اعتبار محافل ادبی اعتنایی نداشت. هر کجا دعوتش می کردند ، با خلوص می پذیرفت . خوب گوش می داد. خوب حرف می زد .

مجله های معتبر ادبی زمان شاه را می شناخت.از صحبت هایش معلوم بود در دوره دانشجویی خود ( دهه چهل) به محافل سنتی معتبر ادبی و کانون های روشنفکرانه تهران رفت و آمد داشته .

قلبا با نوگرایی در شعر همراه نبود و گاهی هم با نیش و کنایه از آنها یاد می کرد.

با این حال حواسش جمع بود که  شان مخاطبش را رعایت کند .

در دور همی های خصوصی اهل بذله گویی بود. تکبّر نمی فروخت .
باز کردن راه برای تدریس استادانی مثل دکتر راستگو ، دکتر شمیسا، دکتر دادبه به دانشگاه آزاد به همّت و مدیریّت او بود.
خدارحمتش کند . 

🌻🌻🌻🌻🌻🌻🌻🌻🌻🌻