روزی که همنشین آفتاب بودیم
عکس
روزی که همنشین آفتاب بودیم
✍️
هر روز بارها و بارها فکرها و حرف های تازه ای در باره مرگ تراژیک استاد مسلم مکارم نژاد به ذهن و زبانم می نشیند ولی از ترس اینکه این فکر و این سخن بر خلاف نظر و برداشت خودش باشد ، بلافاصله از آن دوری می جویم.
امروز مراسم چهلم شادروان مکارم در زیارت محمد هلال آران برگزار شد که البته من نرفتم .نرفتم تا بعضی کسان را نبینم و از شدت درد و خشم بر خود نپیچم .
آموزش و پرورش شهرستان های کاشان و آران و بیدگل هرگز تپش قلبی به گرمی و به نجابت و به حیا و به احساس مسئولیت و به آگاهی مکارم نژاد در سینه خود به یاد ندارد و به یاد نخواهد داشت .
( بگذریم از صدای قلب هایی که فقط برای جنایت و سرکوب انسانیت ، خون را در رگ صاحبانشان پمپاژ می کردند ) .
مسلم مکارم نژاد حرف ها و اندیشه های بروز داده نشده زیادی را با خود به ابدّیت بُرد که گویی آفتاب را با خود بُرد .
عکس از دوره اول بعد از حذف اصلاح طلبان است . سال های ۸۵ و ۸۶.
نگاه مغموم و فکور او حاکی از نگرانی اوست .برغم اینکه اجل شتاب ویژه ای دارد برای بریدن ریشه حیات همه ما، من منتظر زمان هستم تا آفتاب وجود او را برما روشن تر بتاباند.
🌻🌻🌻🌻🌻🌻🌻🌻🌻🌻🌻