امروز ( ۱۶ مهر ماه ) سالروز ایرج افشار است
....
امروز سالروز تولد ایرج افشار است
عکس
✍
مردی که در و دیوار شهرها و وجب به وجب دشت ها و بیابان های ایران به احترامش به پا می خیزند .
این عکس هم از منزل استاد حسن عاطفی خودمان است .( کاشان)
در اوایل دهه هشتاد یک شب استاد راستگو زنگ زد که این دونفر منزل عاطفی هستند .
( دکتر شفیعی کدکنی / ایرج افشار )
یادم هست زمستان بود .
بخاری کنار اتاق روشن بود ، قابلمه شام هم روی آن سوار.
ما هم رفتیم .
من پشیمان بودم از رفتنم .
سنخیّّتی با مجلس نداشتم .
این دو نفر هم بو برده بودند که ما همین طور الکی راه افتاده ایم.
در واقع من باید می رفتم یک ساعت تو مغازه عمو حسینم می نشستم تا از عرق خوری های خودش در ۲۸ مرداد تو لاله زار تهران بگوید، رفتم کنار دو تا استاد برجسته تاریخ و ادبیات ایران نشستم.
چاره ای نبود بالاخره احساس حقارت و خفت و خواری ناشی از نداشتن یک خانواده آبرومند و فقدان یک پایگاه اجتماعی مناسب خیلی بلاها سر آدم در میاره .
آن شب من وقتی دیدم چیزی برای گفتن ندارم احساس زیادی بودن داشتم.
این دونفر هم همین طور که اینجا می بینید سرشان توی کتاب بود.
نه دکتر راستگو چندان روابط عمومی گرمی داشت که بتواند یا بخواهد مجلس را گرم کند نه طفلک عاطفی که از دوران جوانی اش هم خیلی اهل حرف زدن و بِدر و بدوز نبود .
من بسیار / بسیار پشیمانم از اینکه وقتم را این جور جاها هدر دادم .
جای من تو پلّه های حموم پدرم بود و یک قرون / دوزار مشتری های او :
زنده علی جندقیان
ذبیح الله جمالی
عباس بابا
حسین ایمانی
علی فرج ...
ذات من با اینها همراه بود نه با دانشگاه و کتاب و
..
یک جلد دروغین ولی ناخواسته به تنم رفته بود که مدام خدا/ خدا می کردم یکی بیاد برام دَرکِشه ...خلاصه زودی از جای خود بلند شدیم . حیف کرایه ای که برای آژانس پرداختیم.
🌱🌱🌱🌱🌱🌱🌱🌱🌱🌱