سلیقه شایان و سخاوت بی پایان سر کار خانم همای در پنج شنبه شب گذشته با حضور جناب آقای مهندس پیران و خانم تاری و گفتن ها و شنیدن ها از گذشته های آران / بیدگل البته همه جور شور و شوقی را در من برمی انگیخت .

ولی من جرات نداشتم از فامیل و از حقارت های خانوادگی خودم حرف بزنم . به هرکجا که قدم می گذارم کمبودهای شدید خانوادگی مثل سایه در تعقیب من است .

فکر می کنم هنوز هم مردم محل دارند بر زن بچه عباس حمومی می شاشند.

از علی اکبر قربون بگیر تا برزکی ها همه طلبکار ایستاده اند .

با این حال شب بارانی لذت بخشی بود .

 

خاصه دوستان دیگری که حضورشان برای من حضور گرم و جان بخشی بود.

من شرح این شب را در پست دیگری به نمایش خواهم گذاشت.

....