....

از باستانی پاریزی تا غلامحسین سربلوکی 

✍️

آدمیزاد به داشتن تصویر از آدم های مطبوع نیاز روانی دارد.

اگر قرار باشد ذهن ما از تصویر آدم هایی مثل علی اکبر رائفی پور  پُر باشد ، بویی غیر از بوی مستراح از کلّه ما برنخواهد خاست .

من از این جهت خوش وقتم که یک مشت دوست و رفیق گوشه و کنار دارم که یادشان، هم باعث غرور من می شود هم آرامش دهنده خراش های روحی ام .
من خودم آدم قائم به ذاتی نیستم. دستم را روی دوش این و آن قرار می دهم راه می روم.

ارتباطم با مسعود زود به زود است . علوی و علوی نیا نیز .
محمود ساطع . نجیب . امیر عباس مهندس . خانم مسیبی . 
خانم رنگنه . 

مجید محسنی .

شفیعی مطهر . محمد عظیمی .

 استاد کدخدایی. 

خانم پیران .

و دوستانی خارج از حوزه کتاب .....که خُب خیلی هستند .


بلاخره امورات فکری و ذهنی من از این طریق اداره می شود.

روزی نیست که افتخار همسخنی با استاد سربلوکی را در دنیای مجازی نداشته باشم .

سربلوکی حتی پشت سرِ بدهای روزگار حاضر به بد گویی نیست چه رسد به اظهار تواضع بی دریغ و فروتنی بی ریا  در برابر بزرگان این کشور.

خاصّه شخصیّت های کم نظیری مثل باستانی پاریزی .

سربلوکی عادت دارد در هر تلفنش کتابی را به من معرفی کند و تاکید بر خواندن آن کتاب .

واگر برایش مقدور شد تهیه همان کتاب برای حقیر .

جمعه گذشته در جلسه ای دوساعته با این بزرگوار و بیت معروف : 

بیاکه رایت منصور پادشاه رسید ...

مطرح شد و توضیحات ایشان .

امشب  دوست هشتاد و دوساله نون سیر خورده بنده  در تلفنش کتاب شاه منصور از باستانی پاریزی را به من وعده داد.


☘️☘️☘️☘️☘️☘️☘️☘️☘️