صدای حیات آفرین حسن اربابی بیدگلی
من از اینکه در همه طایفه پدری و مادری خودم یک نفر را پیدا نمی کنم که یک زندگی حداقلی از آبرو و حیثیّت و اعتبار و سربلندی داشته باشد ، اینقدر در اجتماع احساس سرافکندگی و شرم نمی کنم که اگر در جایی دوستی / آشنایی داشته ام همیشه و همواره مورد توهین و هتاکی همین خونواده پدری و مادری من قرار گرفته اند .
امروز صدای حسن اربابی بیدگلی از کرج مثل همیشه برای من صدای پدرانه و فرهنگ مدارانه بود ولی در طول صحبت یک ساعته او مدام زجر کشیدم از یادآوری وَهن و هتاکی و فحاشی افراد خانواده ام نسبت به این مرد شریف که چرا با من دوست است و آمد و رفت خانوادگی داریم .
به حضرت عباس قسم خونه نوروز سلمانی ( عبدالصمد ) دارای حُجب و حرمت و وقاری است که خونه پدری من به خاطر وابستگی به درِ مسجدِ قاضی و چند نقطه دیگر ، از این خصیصه هم محروم است .
عجیب این خونه درِ مسجد قاضی امپراطوری پرور شد برای مردم شهر .