......

درود به دوستان 

...


شرح بیتی از صائب تبریزی

✍️
چه حاجت است به رهبر که گوشۀ چشمش
کِشَد چو سُرمه به خویش از هزار میل مرا
(دیوان صائب تبریزی، غزل ۲۱۸)

«میل» دو معنا دارد:

 یکی «آنچه بدان سرمه و توتیا در چشم کشند. (برهانِ قاطع) ...

 چوبی باریک یا فلزی باریک کرده که بدان سرمه در چشم کشند. مِکحَل . مِکحال . چوب سرمه کش . 
(یادداشت مؤلف ).» (دهخدا)

و معنای دیگر: 

«واحد مسافت .... در قدیم پیش ایرانیان ثلث فرسنگ بوده و هر میلی دونعره یا ندا و ندا چهار آماج .

 (یادداشت مؤلف).»(دهخدا)

فعلِ «کِشَد» از مصدرِ کشیدن، نیز در پیوند با دو معنای واژۀ «میل» دو معنا دارد:

 یکی آغشته کردن و مالیدن و دوم جذب‌کردن و کِشش داشتن. 

میل در این بیت به قرینۀ «هزار» واحد مسافت است و با واژگانِ سرمه، کِشد، و چشم ایهامِ تناسب دارد. 

واژۀ «کِشد» در دومعنای مزبور به کار رفته و آرایۀ استخدام را ایجاد کرده است چراکه در پیوند با سرمه ، به معنای آغشته کردن و مالیدن دارد و در پیوند با میل(واحد مسافت) معنای جذب کردن و کشش دارد. 

(یادآور می‌شوم که این نوع آرایه را پیشتر در مطلبی با عنوانِ «استخدام در تشبیه» در همین گروه توضیح داده‌ام)


با توجه به توضیحاتِ مزبور معنای بیت از نظرِ نگارنده چنین است: 

برای رسیدنِ به چشمِ تو (و نهایتاً به خودِ تو) به رهبر و راهدان نیازی نیست چراکه گوشۀ چشمِ تو(اندک توجه و عنایتی  از جانبِ تو) آنچنان گیرایی دارد که همچنانکه سرمه را به خود مالیده و آغشته می‌کند، مرا نیز از فاصلۀ هزار میلی به طرفِ خود جذب می‌کند. 

این نکته نیز گفتنی است که عبارتِ «گوشۀ چشم»، توجهی اندک و «گوشه‌چشم به کسی داشتن» را نیز به ذهن متبادر می‌کند و اینکه شاعر خطاب به معشوق می‌گوید گوشۀ چشمی از جانبِ تو برای من کافی است و همین می‌تواند برای من به منزلۀ رهبری باشد که مرا به طرفِ تو هدایت می‌کند. 

«هزار میل» با توجه به شکل ظاهری و سیاهی می‌تواند ایهام تبادر به مژگان بلند و زیاد معشوق هم داشته باشد. 


با پوزش و ارادت
#مجید_محسنی_وادقانی

🍁🍁🍁🍁🍁🍁🍁🍁🍁