استوری سوم دیماه
نازنین !
درست سه سال قبل در چنین ساعاتی کنار بالین من در بیمارستان دی تهران ، نگاهی به پنجره ها و هوای ابری و غم گرفته بیرون داشتی و نگاهی به من که عازم اتاق عمل قلب باز بودم . امیدی به بازگشت من نبود ...
و درست در همان زمان تلفن های ناشناس و کامنت های هتّاکانه افراد خانواده پدری من ، سعی در متلاشی کردن زندگی تو داشت که چرا تو نجیبی و آبرو دار و سربلند و دارای فرزندانی با شخصیّت و اثر گذار .
و ...
و آنها در قعر لجن و سرخوردگی های اجتماعی و همسو با ماشالله رزاقی ...وامپراتور پروری .
+ نوشته شده در جمعه سوم دی ۱۴۰۰ ساعت 12:57 توسط حیدر علی عنایتی
|