زنی اسیر و عاصی و تن به ذلت سپرده 

✍️

فروغ فرخزاد خوشش می آمد جسما و روحا عریان باشد .

اگر او را آغاز گر یک نو خواهی و رنسانس جنسی بدانیم شاید بیراه نگفته باشیم .

زیرپاگذاشتن عاطفه مادری ( رها کردن فرزند تنی خود در نیل خروشان روزگار و به فرزندی پذیرفتن کودکی از دامن پدر و مادری جذامی ) برای ما درک شدنی نیست .

فروغ یک انتقام جوست .

انتقام از جامعه ای که درگیر عاطفه و رودر بایستی است .

همان که سپهری گفت: بزرگ بود و از اهالی امروز ...


🌻🌻🌻🌻🌻🌻🌻🌻

ابراهیم گلستان شب ها چطور خوابش می برد ؟

✍️

تو محلّه ما هم کم و زیاد آدم هایی با روحیه فروغ دیده می شد .

کوچه بالایی و خیلی از پایگاه های بسیج و این سمت و اون سمت ...خیلی بودند و خیلی هم هستند .

حالا کار به این حرف ها نداریم .

ایران دارد چیزهایی را در عیان تجربه می کند که قبلا در نهان تجربه می کرد.

ولی خدا وکیلی ابراهیم گلستان در تباه کردن زندگی فروغ اگر نقش اصلی را نداشته است ، بسیار اثرگذار بوده است .

پنجاه / شصت سال از مرگ فروغ می گذرد و این بابا هنوز در خانه اشرافی خود در لندن اهل عیاشی است .
گلستان به زن و بچه خودش هم رحم نکرد و همه را به یک شکل هایی دق مرگ کرد.

سه / چهار ساعت پیش که راجع به فروغ می نوشتم ، منظورم از عبارت " تن به ذلت سپردن " فروغ ، همین استثمار جنسی ای بود که گلستان از این زن بیمار صفت کرد.

🍁🍁🍁🍁🍁🍁🍁🍁🍁🍁

 

سیمین و فروغ

✍️

سیمین بهبهانی خیلی بی پروا تر از فروغ از روح سرکش و کام طلبانه خود سخن می گوید و بی پروایی او در نشست و برخاست با مردها و رد و بدل کردن ماچ و بوسه و مطایبه های  هنجار شکنانه ،خر نرکی را به جفتک پرانی وادار می کنه .

ولی بد نامی اش نصیب فروغ بیچاره شده است .

سیمین در دفاع از فروغ ، او را با رابعه و مَهستی و ...مقایسه می کند و همان سخن فرح پهلوی رو بر زبان می آورد که در موقع افشاء شدن رابطه جنسی اش با مرد دوران دانشجویی خود بر ربان آورد : هرکسی اختیار تن خودش را دارد ....
تازه سیمین بهبهانی از جهت اصل و نسب خانوادگی و نون سیر خوردگی و ارث و میراث پدری و حقوق معلمی و این مواهب ، خیلی از فروغ مُنعم تر و غنی تر بود .

و از لذات زندگی بدون اینکه " همه هستی او آیه تاریکی " باشد ، بهره برد .

به شدت اهل شراب و مستی بود.

هشت سال زود تر از فروغ به دنیا آمد ، سربار کسی هم نشد ، تو خونه شون برادری هم نداشت که به بدبختی برادر فروغ باشد ، 
گردوله مجدآباد و دکون رضا فاضل و گاراژ داش رضا را هم نمی شناخت . 
فکر کنم شصت سال هم دیر تر از فروغ از دنیا رفت .

کلا جنسِ زن اگر درست مورد رسیدگی قرار نگیرد ، بُنجل می شود . 
مثل خربزه گرمک اگر به موقع خورده نشود تو تابستون کنار پیاده رو دکون غلامزاده نزدیک بازار هادی زیر خودش می ری اَد .
خربزه گرمک وقتی از تو جالیز اومد بیرون فقط بیست و چهار ساعت شکل و شمایل و شخصیتش هنجار مند است .
باید زودی آب تراش شود و با یخ و شکر ، فالوده و های / های/ های ...

این دیدگاه را من از زمانی که سرِ حموم پدرم لُنگ می شُستم تجربه کردم.

من خیلی به فروید و روان درمانی های مولانا کار ندارم .

داستان خاتون و کدوی مثنوی از هولناکی های عمیق این جنس حکایت می کند.

 ولی گشت و گذار تو کوچه پس کوچه های بیدگل ...

اصلا ولش کن موضوع را .

هرچی چوب بِش وَر کنیم ، بیشتر گندش در میاد .


🍒🍒🍒🍒🍒🍒🍒🍒🍒