نشست و برخاست من در سال های اخیر با بزرگوارنی مثل  استاد احمد اسلامی و بانو شقایق همواره با دلهره هایی همراه بوده است که کجا و چه زمانی کامنت های موهن حاکی از کینه وحقارت اقوام درجه یک من برای آنها ارسال خواهد شد که قطعا هم اگر ارسال شده باشد، آنها به روی خود نیاورده اند. 

وامابعد

بعداز ظهری  خواب بودم .

در عالم خواب و رویا با استاد اسلامی مشغول گپ و گقتی شاد و انرژیک بودم که بیدار شدم .
ساعت پنج بود. 
در تاریکی و خلوتی خانه نگاهم رو صفحه گوشی بود حیرت زده که زنگ خورد .

با همان حیرت سلام و علیکی .

استاد اسلامی از آن سوی خط گفت که با هومن عازم کافیشه هستند .
طبیعی بود که من هم شوق رفتن داشتم .

خودم را رساندم .

دو ساعت خوبی بود .

شعرهایی از هومن گوش کردیم و نقل خاطراتی از آقا جواد خرازیان و بانو مریم خرمشاهی از زبان عزیز دردانه آنها .

استاد اسلامی کتابی در باره سهروردی خریدند و به من هدبه دادند .

قرار شد در نشست بعدی کتابی از هومن رونمایی شود با مقدمه استاد اسلامی .

 

🌻🌻🌻🌻🌻🌻