از مغلطه تا مضحکه
از مغلطه تا مضحکه
✍️
مغلطه های دکتر عبدالرضا مدرس زاده ، دانشمند ، محقق، ادیب، شاعر ، نویسنده ، استاد دانشگاه، چهره مشهور و محترم محافل فرهنگی و ادبی سراسر کشور ، و دوستی که با هم نان و نمک خورده ایم و من به گرد پای او در فهم و درک و بینش ادبی و سیاسی هم نمی رسم ، کم کم از فرط بیش فعالی در عرصه مجازی و تشکّل های عجیب و غریب بی دلیل ( ملّی و بین المللی !! ) کارش دارد به مضحکه می رسد .
خیلی صریح عرض کنم اگر آدمیزاد نتواند عُجب خودش را به مهار بکشد، اولین خطری که او را تهدید می کند ، خوار شدن پیش مردم است .
بعد سکته ....
آدم های ناراحت و نا متعادل در عرصه ادبیات ، خیلی بیش از آدم های هیجانی و ناموزن در عرصه بازار و کار و تجارت و فرش و طلا و زن خوشگل و خوش قد و بالا ...در معرض سکته های مغزی و قلبی قرار دارند .
من همه این چیزها را تجربه کرده ام و حالا هم بسیار / بسیار دَس به عصا راه می روم و به طور کلی هم قصد دارم از این به بعد برای رفتن به پشت باغ فین مسیر ۱۵ خرداد به بالا را ترک کنم و از اطراف لتحر و حس آباد بزنم تو بیابونی ها که دچار هوا و هوس نشوم .
دُرّ دری را اگر آدم ببرد تو سَروی سرا پاش پاش کند ،خیلی بهتر از این است که به پای خوک قدرت و شهرت و حفظ موقعیّت در فرهنگستان ادب فارسی بریزد .
حالا ریختنش هیچ !
چرا به بهانه گرامی داشت زبان فارسی و به قیمت پایمال کردن حقوق اساسی مردم و تلاش آنها برای رسیدن به آزادی های اولیه آنها ؟
مقاله دکتر مدرس زاده تو کانال بوی جوی مولیان مندرج است .
👉👉👉👉👉👉👉👉
مه فشاند نور و سگ عوعو کند
▪️عبدالرضا مدرس زاده
✍️
چند روزی است که رسانههای فارسیزبان بیگانه که کاری جز پریشانساختن افکار مردم با هدف پریشان کردن ایران عزیز ندارند، درباره دفاع از زبانهای اقوام در ایران داد و فریاد به راه انداختهاند و این که در ایران به کاربران دیگر زبانها ستم میشود و اراجیفی از این دست .
شیوه این رسانهها که جز با همکاری مشتی بیوطن و ایرانفروش سرپا نیستند همین است؛ روزی میگویند به ادیان دیگر ستم میشود، روزی دیگر از حقوق بانوان دم میزنند، روزی دیگر...
راستگویی و درستاندیشی این قلمفروشان خبر به مزد؛ مانند آمدن اشتر از گرمابه است که جناب سنایی میفرمایید پیداست از زانوی تو(او)
گیرم که در شیوه حکمرانی کنونی بتوان بهتر با منتقدان و درویشان و مغان و شیرینزبانان بومی رفتار کرد اما این؛ دلیلی بر پذیرفتن اباطیل کسانی نیست که به تعبیر قرآن فاسقان خبر آورنده هستند و در صداقت حرفهای ایشان همین بس که گاهی زادن زرافه را پوشش زنده خبری میدهند و از کنار قتلعام هزاران کودک در یمن از سر گرسنگی خفه میشوند.
باری زبان فارسی آنگونه که برخی استادان در این چند روز به پاسداشت آن بیشتر برخاستهاند، دیگر در حکم زبان یک قوم نیست که بتوان آن را در مقابل زبانهای آذری و... قرار داد.
فارسی؛ زبان فرهنگ و هویت سرزمینهایی است که اگرچه رنگ پرچمهایشان گوناگون است اما همدیگر را در نوروز و شب چله و فال حافظ پیدا میکنند.
استعمار پلید میداند که زبان فارسی اکنون میتواند بیش از کارهایی مانند راهآهن بینالمللی و پیمانهای سیاسی و لبخندهای اهل سیاست، چندصد میلیون مردم فرهیخته این منطقه مهم (شبهقاره، آسیای میانه و آسیای صغیر و آذربایجان و اران) در کنار هم جمع کند و نیز میداند که قدرت کنار هم قرارگرفتن فضولی بغدادی و سنایی غزنوی و سعدی شیرازی و رودکی سمرقندی و بیدل دهلوی و اقبال لاهوری (که سخن ایشان فارغ از تفاوتهای هنری یکسان قابل شنیدن است) بیش از انواع سلاح و حربه و ترفند و سازمان جاسوسی است پس این اندازه هیاهو و جنجال برای شنیده نشدن فارسی جای شگفتی ندارد .
اتفاق نیک آن که همین شلوغبازیها و در خاک مراغهکردن این رسانهها؛ نشان از پیشبرد داشتن و راهگشا بودن زبان فارسی (با همه بیمهریهای مسوولان ایرانی به آن) است وگرنه چرا این رسانهها درباره زبان بودایی و مالاوی و مانند آن نگران حقوق اقوام و اقلیتها نیستند؟
کوتاه سخن آن که قدرت شگرف زبان فارسی در مناسبات میان فرهنگها بر کسی پوشیده نیست و این هیاهوی بیهنگام چیزی فراتر از بانگ سگان در شب عَوّا نیست اما از یادنبریم که وظیفه هر ایرانی (از هر قومی) پاسداشت این فضیلت فرهنگی است تا علاوه بر حفظ یکپارچگی سرزمینی، گسست تاریخی میان ما و گذشته نیز از میان برخیزد.
☘️☘️☘️☘️☘️☘️☘️☘️☘️