جناب آقای اکبر اربابی بیدگلی ساکن مهرشهرِ کرج!
✍️خوشحالم که گاهی اوقات در دنیای مجازی خواننده رباعیات تو هستم .
تو از تبار فرهنگ و هنر و شعر و ذوق و اصل و نسبی .
همه طایفه پدزی شما نسل اندر نسل درس خونده و چشم و دل سیر و دنیا دیده و اثر گذار در حوزه های مختلف اجتماعی و فرهنگی و سیاسی هستید .
درست است که من آدمی احساساتی هستم ولی متوّهم نیستم .
کاستی ها ، کمبودها ، ننگها ، سرافکندی های خانواده های پدری و مادری من چیزی نیست که در هفتاد/ هشتاد سال گذشته از نگاه شما پنهان مانده باشد .
قسمی با هم نداریم ولی خدا را گواه می گیرم ، من در هیچ کجای دنیا نمی توانم سر بلند کنم .
و اگر زندگی شخصی و خانوادگی من ( همسر و بچِّه هایم ) در این روزهایی که روز پدر و روز عشق و جشن های اسفندی و ...نمی بود، من باید زنده به گور می شدم و آرزوی چمع کثیری آدم دزد و هیز و بی اصل و نسب را که شماهم می شناسید برآورده می کردم .
رویا بافی هم نمی کنم .
ولی باور کن دردهای ناگفتنی زیادی دارم .
باری ، هراز چند گاه به بهانه ای ، به ریشه های آباء و اجدادی طوایف بزرگ ایرانی خاصه خاندان های نخبه و فخرآفرین شهرم ، خیلی فکر می کنم و جست و جو گر می شوم و چه بسا که در این مسیر کارم به فضولی های ناخوشایند هم بکشد ولی قصدم پیدا کردن هوّیت های اصیل بیدگل است .
هرگز به یاد ندارم به تاریخ نفت و سرمایه های زیر زمینی این کشور فکر کرده باشم .این همه سنگ و معادن و منابع پول آوری که در قدم به قدم این مملکت پهناور دیده می شود برای من چشم گیر نیست .
ولی لذت می برم از اینکه بدانم وقتی حسن بشکن نشکنِ خدا بیامرز محله سلمقان از دنیا رفت ، ظروف سفالین و جارو/ خاک اندازهای قدیمی اش کجا رفت .
حاجی گُل فدا خدابیامرز یا دایی خودت بود یا دایی مادرت مریم خانم.
کار او هم عتیقه جات بود .
او که رفت ، عتیقه هایش هم مفقود الاثر شد .
...دلم میخواد بدونم وقتی بهروز وثوقی فیلم ذبیح را در بازار کاشون بازی می کرد در همان قالب عشق لاتی و بزن بهادری آیا همان احساسی را داشت که قیصر در بازارچه نواب ؟
از این بگذریم که ذبیح، فیلم خیلی ضعیفی بود هم به جهت فیلمنامه، هم به جهت کارگردانی و هم به جهت اینکه برداشت آزادی بود از ذبیح گاریچی معروف شهر اراک که اصلا مونتاژ بی در و پیکری از کار درآمد شبیه به همین متنی که من دارم حالا نگارشش می کنم.
وامابعد ...
تو اکبر جان عکاس حرفه ای خیلی ماهری هستی .
و بدون اینکه کِبر و خود بزرگ بینی در خودت داشته باشی ، نزدیک به صد در صد از آنچه که امروزه هنر عکاسی خوانده می شود ، از نگاه تو ابتذال است .
ابتذال ...
ابتذال ...
ولی من مانده ام چرا هنر عکاسی خودت، سیمین خانم، دختر، پسر ، عروس ، داماد ..
هیچ کدام جایی عرضه نمی شود ....
من چند قطعه عکس خاطره انگیز زندگی شخصی ام را مرهون هنر شما و خانواده ات هستم.
زادگاه تو بیدگل در آستانه روز پدر ، روز آفتابی قشنگی را پشت سر می گذارد...همه روزهایت آفتابی ...
🌞🌞🌞🌞🌞🌞🌞🌞🌞🌞