....

کار خوبی نمی کنم ، برای داستان، قیمت گذاری مالی می کنم .

حتی اخلاقا خودم را پیش خانم ماهرخ غلامحسین پور شرمنده می دانم که حساب و کتاب ۸ فقره داستان کوتاه مجموعه داستان " زنی که دهانش گم شد " را با پول می سنجم.

 

ولی موضوع اینجاست که وضع جیب و شرایط مالی خواننده ای از نوع من به حدّی گرفتار ضعف و سست بنیادی است که باید برای خرید هرچیزی متّه به خشخاش بگذاریم.

 

 خاصّه آدم بی حساب و کتابی مثل من که به همان شکلی که از مغازه عباس ساطع، ترشاله و الگاله و بادم و گردو و حاجی بادمی و نون خشک و خرما و لبو و شلغم و انار و انواع میوه ها را در حالتی کولی پیشه، سردَرگم ، مجنون، لوده، کمی آب زیرکاه، کمی دروغگو، کمی عاشق پیشه،کمی منگولی وار، مقدار زیادی از زیر کار در رو و خلاصه در آمیزه ای از شجاعت استیجاری و فرو خوردگی ترس و غرور شکسته ای که نه بدلی اش جایی پیدا می شود و نه قابل کلوابندی و ترمیم است میخرم،  در مورد خرید کتاب هم در وضعیّت روحی آشفته ای قرار دارم.

 

مثل دولت احمدی نژاد. مثل دولت حسن روحانی. مثل دولت قالی باف.

باور بفرمایید وقتی یاد معاون اوّلیِ مصطفی میرسلیم در سال آینده میافتم ، به کما می روم.

ایشان زمانی که وزیر ارشاد  رفسنجانی بود قبل از انتشار هر کتابی، اوّل یک نسخه اش را برای سعید امامی می فرستاد، اگر بوی خطر و بوی دشمن و بوی نفوذی ها و بوی دگر اندیش ها و ... از آن استشمام نمی شد، حالا اجازه نشر می یافت.

 

کتاب " زنی که دهانش گم شد"  ۲۷ هزار تومان قیمت پشت جلد دارد و شامل ۸ داستان کوتاه است و همه در ۱۵۰ صفحه. انتشارات مروارید. در ۵۵۰ نسخه که از تاریخ انتشار چاپ اوّلش بیش از چند ماه نمی گذرد.

واقعا حیرت می کنم که خانم ماهرخ غلامحسینی که در آمریکا و در تنهایی با فروش کتاب هایش زندگی می کند، با ۵۵۰ نسخه کتاب به چه میزان پولی دست می یابد.....